POLICY POLICY هر چند سیاهنمایی درباره وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران این روزها علاوه بر جریان ضدانقلاب و اپوزیسیون به مد روز رسانه های داخلی نیز تبدیل شده است، اما نشریه انگلیسی "گاردین" در آخرین گزارش خود در این باره، به نتیجه متفاوتی درباره اقتصاد ایران رسیده است.
به گزارش رجانیوز، آرشین ادیبمقدم، مدرس سیاست تطبیقی و بین الملل غرب آسیا در مدرسه SOAS دانشگاه لندن در این یادداشت که در سایت روزنامه بریتانیایی گاردین منتشر شده، میگوید بر خلاف اغلب تحلیلها، قدرت اقتصادی جمهوری اسلامی در افول نبوده و رو به صعود است.
متن کامل ترجمه این یادداشت در ادامه میآید:
دو روایت اصلی وجود دارد که فرض میکنند حکومت ایران بر اثر تحریمها و یا تهدید جنگ در حال سقوط است. به نظر من هردو آنها نادرستاند.
روایت اول ادعا میکند ایران بر اساس پول اداره میشود و اقتصاد کشور به لبه پرتگاه نزدیک میشود. این مکررا به عنوان استدلالی در حمایت از تحریمها یا به عنوان مثالی از عدم کفایت حکومت ایران مطرح شده است ولی این روایت با حقایق جور در نمیآید. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ را ۳ درصد اعلام کرده است، و صندوق بینالمللی پول هم میگوید رشد اسمی GDP در ایران از ۳۳۰. ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ به ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسیده است.
صندوق بینالمللی پول سال گذشته ملاقاتی از ایران داشته و دولت را به خاطر موفقیت زودهنگام در طرح اصلاح یارانهها و پیشرفتها در بخش اقتصادی که با یک بازار سهام موفق تقویت شده، ستایش کرده است.
این استدلال که ایران از نظر اقتصادی منزوی شده هم درست نیست. با توجه به جدیدترین گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل، سرمایهگذاری خارجی مستقیم در ایران به شکل نمایانی از ۱. ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳. ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ رسیده است.
منظورم این نیست که هیچ مشکل اقتصادی جدیای در این کشور وجود ندارد. نه؛ ایران مشکلات زیادی دارد که طیفی از فساد گرفته تا ناکارآمدی ساختاری. منظورم این است که ماجرای ایران یک روی دیگر هم دارد که به دلایل ایدئولوژیکی نادیده گرفته شده است. نهایتا امریکا و کمی کمتر اتحادیه اروپا در دورهای از مشکلات اقتصادی حاد خود را از بازار ایران محروم میکنند. چین و روسیه سپاسگزار چنین موقعیتی هستند.
عوامل «نرم» متعددی هستند که مایه ثبات نسبی اقتصاد ایران هستند. این کشور توانسته محیطی امن برای خلاقیتهای فنی در منطقه فراهم کند که عمدتا به خاطر سرمایهگذاری سازمانیافته در یک زیرساخت کارآمد برای تحقیق و توسعه است. تعداد مقالات علمی ایران از ۷۳۶ عدد در سال ۱۹۹۶ به ۱۳۲۳۸ مقاله در سال ۲۰۰۸ رسیده و سریعترین رشد در این زمینه را در جهان رقم زده است.
به عنوان بخشی از طرح جامع علمی، ایران برنامهریزی کرده که یک مرکز نانوتکنولوژی تاسیس کند و ۴ درصد از GDP را به تحقیق و توسعه اختصاص دهد. در نتیجه این سیاستها، ایران یه یک پیشتاز تحقیقات در زمینه سلولهای بنیادی و فنآوری ماهوارهای تبدیل شده است. چند هفته پیش ماهواره رصد را با موفقیت پرتاب کرد و اولین کپسول حیاتیاش را فوریه گذشته با کاوشگر-۳ به فضا فرستاد. ایران برنامه دارد که تا سال ۲۰۱۹ اولین فضانوردش را به فضا بفرستد.
دومین روایت مسلط درباره اینکه حکومت ایران در معرض سقوط است، بهشدت با روایت اول در هم تنیده است. این روایت نیز سقوط قریبالوقوع جمهوری اسلامی را پیشبینی میکند.
این روایت با پیشبینیهای مشابه درباره سقوط حکومت کوبا به رهبری فیدل کاسترو که حالا دیگر نزدیک به شش دهه است قدرت را در این کشور در دست دارد قابلمقایسه است. با این حال این نظر که حکومت ایران در حال سقوط است، از نظر ایدئولوژیک فرصتطلبانه و دور از واقعیتهای سیاسی این کشور است.
به نظر من، عوامل بههموابسته متعددی وجود دارد که باعث میشود حکومت ایران دستکم در کوتاهمدت تا میان مدت نسبتا باثبات بماند:
- نظام سیاسی تکحزبی وجود ندارد که مخالفان را بهکلی خفه کند
- پاسخگویی به افکار عمومی وجود دارد
- حکومت یک پایگاه متعهد در بخشی از مردم دارد که از آن حمایت میکنند و در کشور و حتی بین اپوزیسیون هیچ تمایل واقعی به انقلاب وجود ندارد
مهمتر اینکه این حکومت هیچ وابستگی بیش از اندازهای به غرب ندارد که مانند آنچه برای حسنی مبارک در مصر و زینالعابدین بنعلی در تونس و شاه در ایران اتفاق افتاد، مایه بحران مشروعیتش شود و همچنین بلهقربانگوی اسرائیل نیست. تاکید همیشگی حکومت ایران بر «استقلال ملی» همچنان مایه جلب حمایت از جامعه ایران است. بههمینخاطر رویارویی بر سر پرونده هستهای ایران مکررا به آتش ملیگرایی ایرانیان دمیده است.
استنتاجهایی وجود دارد که عمدتا مبتنی بر تحلیلهای متعدد درباره ایران است. اما در واقع یک نگاه کلی ناشی از تحلیلهای سطحی وجود دارد که به سیاستهای مقطعی وابسته است. اگر تحلیلها درباره یک کشور غلط باشد، نسخههایی که برای آن کشور پیچیده میشود نیز لاجرم غلط میشوند. افغانستان و عراق مثالهای خیلی خوبی از تاثیر فقدان شناخت دقیق از یک کشور بر شکست استراتژیک هستند.
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سلام وب خوبي داري ؟ در ضمن از قالب خوبي استفاده كردي اگر دوست داري يك سر بيا به وب ماهم بزن خوشحال ميشم زحمت كم ميكنم تا ديگ مزاحمتون نمي شوم ![]() |
|||
![]() |